لزوم عقل ورزي در مداحي
به نقل از حجت الاسلام قرائتي...
ارزش عقل اين است كه قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه وآله: «إِفْطَارُ الْعَاقِلِ أَفْضَلُ مِنْ صَوْمِ الْجَاهِلِ وَ إِقَامَةُ الْعَاقِلِ أَفْضَلُ مِنْ شُخُوصِ الْجَاهِلِ»(المحاسن، ج1، ص193). حضرت رسولصلي الله عليه وآله فرمود: آدم عاقل روزهاش را بخورد(منظور روزه مستحبي است) كم
عقل روزه بگيرد. روزه خوردن عاقل از روزه گرفتن كم عقل بهتر است.
«وَ إِقَامَةُ الْعَاقِلِ أَفْضَلُ مِنْ شُخُوصِ الْجَاهِلِ». آدم عاقل بنشيند ارزشش بيشتر است از آدم كم عقل كه بدود. (هر تلاشي ارزش ندارد)
قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام: «لَيْسَ الْعَاقِلُ مَنْ يَعْرِفُ الْخَيْرَ مِنَ الشَّرِّ وَ لَكِنَّ الْعَاقِلَ مَنْ يَعْرِفُ خَيْرَ الشَّرَّيْنِ»(شرح نهجالبلاغه ابن ابىالحديد، ج6، ص321). عاقل آن كسي نيست كه بفهمد چه خير است و چه شر. عاقل كسي است كه بين شرّين، بتواند شر كمتر را قبول كند.
چون گاهي وقتها انسان ميگويد اين خير است و آن شر. خب اين را كه همه ميفهمند.
هنر در جايي است كه وقتي آدم بين چند تا كار گرفتار است و هيچ كدامش خوب نيست، باز برود سراغ آن كه شرش كمتر است. ممكن است شما بگوييد من رفيق درجه يك پيدا نميكنم. هر كدام از رفيقهايم يك عيبي دارند. خب حالا كه همه بد هستند، آن رفيقي كه بديش كمتر است انتخاب كن. حضرت فرمود: عاقل آن كسي نيست كه خوب و بد و را تشخيص بدهد خوب و بد را كه يك بچه دو ساله هم تشخيص ميدهد. شيريني و ترشي را همه ميتوانند تشخيص بدهند عاقل كسي است كه در بين ترشيها بفهمد كه كدام ترشي براي معده ضررش كمتر است يا بيشتر.
چون گاهي وقتها انسان گير ميكند. ميگويد: آقا! شغل صد در صد حلال نيست رفيق صد در صد خوب نيست. هر وسيلهاي قابل تصادف است. قطار، ماشين، هواپيما. همه اينها قابل خطر است اما باز خطر كدام. . . ؟ يعني اگر ما نميتوانيم صد در صد مطمئن شويم بايد بياييم روي چند درصد حساب كنيم.
آدم عاقل را چگونه بايد بشناسيم؟
شناسايي عاقل:
در جاده اتوبان معلوم نميشود راننده كيست؟ چون در سرازيري هر بشكهاي تند ميرود.
قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام: «يستدل على عقل كل امرئ بما يجري على لسانه»(غررالحكم، ص209) نشانه عقل: 1- كلام. تا مرد سخن نگفته باشد اين شعر آيه قرآن است. «فَلَمَّا كَلَّمَهُ قالَ إِنَّكَ الْيَوْمَ لَدَيْنا مَكينٌ أَمينٌ» يوسف/54.
تا مرد سخن نگفته باشد عيب و هنرش نهفته باشد
يوسف عليه السلام وقتي حرف زد از حرفش فهميدند اين كلهاش كار ميكند.
از حرف زدن ميشود فهميد، از دعا ميشود فهميد.
عقب يك هيئتي داشتم ميرفتم آن مداحي كه هيئت را ظهر عاشورا هدايت ميكرد(در زمان طاغوت) گفت: اي مردم دستها بالا، ظهر عاشورا است دستها بالا ميخواهم يك دعائي كنم. گفت: اين خدا اين مردم را به تب گرفتار نكن. گفتم: اَه به تو! آخر ظهر عاشورا اين حساسيت. تب با يك آسپرين خوب ميشود. ما اين همه مشكلات مهم داريم.
از فرم دعاها نذري كه ميكند، از نذري كه ميكند از دعاها، از نذرها، از حرفها ميشود فهميد.
قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام: «ستة تختبر بها عقول الرجال [الناس] المصاحبة و المعاملة و الولاية و العزل و الغنى و الفقر»(غررالحكم، ص343). به شش چيز عقل مردم روشن ميشود: «المصاحبة» رفيق، رفيقش كيست؟ 2- «المعاملة» داد و ستد، خيليها را آدم با معامله ميفهمد چه كاره است. در وقت پول معلوم ميشود. 3- «الولاية» - رئيس كه شد ببين چه ميكند. تا رئيس نشده....
درسها يي از قرآن









