مدح و مرثیه

خونی چکید و حنجره ی خاک جان گرفت

خونی چکید و حنجره ی خاک جان گرفت

بغضی شکست و دامن هفت آسمان گرفت

آبی که دستبوس عطش بود شعله زد

آتش، سراغ خیمه ی رنگین کمان گرفت

ادامه مطلب...

 

یا قتیل العبرات

یا قتیل العبرات


دل مردان خداراست ز تو نور حیات

یا قتیل العبرات

شده محکم ز مناجات تو ارکان صلات

یا قتیل العبرات بابی انت و امی گل گلزار رسول

ادامه مطلب...

 

ای آخرین توسل خورشید بام ها

زلفت اگر نبود، نسیم سحر نبود

گمراه می شدیم نگاهت اگر نبود

مهر شما به داد تمنای ما رسید

ورنه پل صراط، چنین بی خطر نبود


ادامه مطلب...

 

غزل غزل شده ام تا قصیده ی تو بگویم

به بام بر شده ام از سپیده ی تو بگویم

اذان به وقت گلوی بریده ی تو بگویم

اذان به وقت گلویی که قطعه قطعه غزل شد

غزل غزل شده ام تا قصیده ی تو بگویم


ادامه مطلب...

 

اي سر بريده بعد تو با ما چه مي شود ؟

عصر عاشورا و شام غرببان

نزديك مغرب است خدايا چه مي شود ؟

كشتي شكست خورده دريا چه مي شود ؟

از لاله هاي خون جراحات زخم عشق

مقتل ز عمق فاجعه « درياچه » مي شود ؟


 

ادامه مطلب...

 
مطالب بیشتر...

 


پیوندها