راه هاى درونى کردن مفاهیم اخلاقى-بخش دوم

وقتى فرزندان ارزش هاى اخلاقى را به طور مجسم در رفتار و زندگى والدین خود مى بینند, با عظمت و زیبایى و جاذبه آن ها آشنا مى شوند.

در این صورت زمینه براى شکوفایى و درونى شدن مفاهیم اخلاقى فراهم مى گردد. البته روش الگویى آسیب هایى دارد که چه بسا اثر آن را خنث ى مى سازد مانند:

1ـ3. الگوگرایى تحمیلى

الگوگرایى تحمیلى, یک فرایند خودآگاه و مصنوعى و کلیشه بردارى از رفتار دیگرى است که پایه در ساختار درونى فرد ندارد و فقط یک اقدام ظاهرى محسوب مى شود. البته نشان دادن و معرفى الگوها و اسوه ها براى افراد ضرورى است, اما این معرفى نباید به شکل الگودهى اجب ارى و تحمیلى باشد بلکه باید زمینه ترغیب و تسهیل را فراهم کرد تا نوجوانان به الگوهاى متعالى عشق ورزند و آرزوى همانندسازى با آن ها را داشته باشند.
(پاره اى از اولیا و مربیان از همان ابتدا سعى دارند که کودکان را مطابق با الگوى مورد نظر خود پرورش دهند به گونه اى که دائم به کودک خود توصیه مى کنند که رفتار و اخلاق خود را شبیه کسانى قرار دهد که از نظر والدین او مطلوب هستند, اما این الگودهى اجبارى و تحمی لى اگر براساس شاکله و قابلیت هاى الگوپذیرى شخصیت کودک نباشد, نه تنها ویژگى هاى مطلوب الگوى مورد نظر در کودک درونى نمى شود, بلکه موجب مى شود که شخصیت کودک نه آن چیزى بشود که والدین از او انتظار دارند و نه آن چیزى که طبیعت و استعدادش حکم مى کند. در چنین شر ایطى مشاهده مى شود که رشد شخصیت کودک به دلیل این چندگانگى و سرگردانى معلق و معوق مى ماند).28
اگر بخواهیم فرزندانمان آرامش روانى داشته باشند, باید در محیط خانه به طور طبیعى حتى در شرایط سخت زندگى و عصبیت ها و تنش ها شخصیتى آرام از خود نشان دهند تا فرزندان, آرامش را یاد بگیرند نه این که در شرایط عصبانیت و در هنگام وقوع مصایب از خود بى صبرى و بى تا بى نشان دهند و بعد به فرزندان خود آرامش را یاد دهند.
زبانِ رفتار و زبانِ حال, بسیار مؤثرتر از زبان گفتار است. آنچه در پسِ گفتار ما ارسال مى شود گویاتر از تمام عباراتى است که در متن گفتار بیان مى گردد.

2ـ3. ناهمخوانى گفتار و رفتار

درونى شدن پیام هاى اخلاقى, در گرو رسوخ یافتن آن ها در حیطه رفتارى است. توصیه هاى کلامى در صورتى که با رعایت نکات روان شناختى انجام شود, تأثیرى بسزا خواهد داشت, ولى عدم هماهنگى میان قول و فعل, پند و اندرز مربیان را بى اعتبار مى کند. امام صادق(ع) مى فرماید: هرگاه شخص عالم به مقتضاى علم خویش عمل نکند, اثر موعظه اش هم چون آب باران بر روى سنگ صاف از قلب هاى مردم محو خواهد شد.29 امام على(ع) مى فرماید: کسى که خود را پیشواى مردم قرار مى دهد, پیش از آن که به آموزش دیگران بپردازد باید خود را آموزش دهد و نیز باید تربیت کردارى او بر تربیت گفتارى اش پیشى داشته باشد.30 آن حضرت به پیروان خود اطمینان مى دهد که امام هیچ گاه آنان را به کارى دعوت نکرده و از کارى باز نداشته اند, مگر این که خود پیش از دیگران به آن امر و نهى, پاى بند بوده اند.31
استاد مطهرى مى گوید: این خود یک غفلت و اشتباه بزرگى است امروز در اجتماع ما که براى گفتن و نوشتن و خطابه و مقاله بیش از اندازه ارزش قائلیم و بیش از اندازه انتظار داریم. در حقیقت از زبان, اعجاز مى خواهیم… و چون از زبان بیش از اندازه انتظار داریم و از گوش م ردم هم بیش از اندازه انتظار داریم و مى خواهیم تنها با زبان و گوش همه کارها را انجام دهیم و انجام نمى شود, ناراحت مى شویم و ناله و فغان مى کنیم و مى گوییم:
گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من
آنچه البته به جایى نرسد فریاد است
این شعر براى ما در همه زمان ها صادق بوده و هست. فکر نمى کنیم که ما اشتباه مى کنیم. ما بیش از اندازه از این گوش و زبان بیچاره انتظار داریم. گاهى هم باید از راه عمل و چشم استفاده کنیم. ما با دست خود و عمل خود خوب رفتار کنیم تا آن ها با چشم خودشان ببینند. ی ک مقدارى هم به این گوش و زبان بیچاره استراحت بدهیم.32
بر این اساس امام صادق(ع) مى فرماید: (کُونوا دُعاةَ النّاسِ بِأَعْمالِکُمْ وَلاتَکُونوا دُعاةً بِألْسِنَتِکُمْ; به وسیله عمل خود, راهنما و راهبر مردم به سوى فضیلت ها شوید و تنها دعوت گر زبانى نباشید.)33
سعدیا گرچه سخندان و مصالح گویى
به عمل کـار برآید بـه سخندانـى نیست
فرزندان ما بیش از آن که به گفتار ما نظر افکنند, اعمال ما را زیر نظر مى گیرند که گفته اند: (بچه هاى ما آن گونه مى شوند که ما هستیم و نه آن گونه که مى خواهیم باشند.)34

3ـ3. تعارض الگوها

عدم تفاهم میان پدر و مادر و تعارض الگوها, متربى را در تحیر و سرگردانى قرار مى دهد و چه بسا اعتماد خود را به بعضى ارزش ها از دست مى دهد. تضاد و تعارض نگرش ها بین خانه و مدرسه, متربى را بین دو راهى قرار خواهد داد و در نهایت به بازى کردن نقش در دو چهره متفاوت منجر خواهد شد.

4. عرضه مفاهیم اخلاقى

ییکى از راهبردهاى درونى کردن مفاهیم اخلاقى, فراخواندن آموزه ها و درون مایه هاى فراموش شده و بارورسازى و پردازش فطریات از راه تذکر و ارائه پیام هاى اخلاقى است, که در قرآن کریم از آن به عنوان خط مشى تبلیغاتى و تربیتى انبیا یاد شده است. درونى شدن پیام هاى اخلاقى, به عوامل مختلفى بستگى دارد:

1ـ4. زمان شناسى در ارائه پیام

یکى از راه هاى درونى کردن مفاهیم اخلاقى, توجه به تغییرات و مقتضیات زمانى در انتقال آن مفاهیم است. وقتى فرهنگ و ادبیات یک ملت در گردونه جامعه دستخوش تحول و دگرگونى مى شود, لازم است عرضه ها متناسب با شعور حاضر تنظیم شود. (اقوام بشر همیشه داراى دو ادرا ک و شعورند: شعور حاضر و کنونى و شعور ماضى و گذشته, بدیهى است که هر شعورى, تعبیر ویژه خود را مى طلبد. بر این پایه نمى توان با تعبیر گذشته شعور حاضر را تغذیه و تأمین کرد.35
استاد مطهرى مى گوید: (در هدایت و رهبرى نسل قدیم که سطح فکرش پایین تر بود, ما احتیاج داشتیم به یک طرز خاص بیان و تبلیغ و یک جور کتاب ها که امروز آن طرز بیان و آن طرز کتاب ها به درد نمى خورد; باید و لازم است رفورم و اصلاح عمیقى در این قسمت ها به عمل آید, ب اید با منطق روز و زبان روز و افکار روز آشنا شد و از همان راه به هدایت و رهبرى مردم پرداخت.)36
در آموزه هاى دینى, زمان شناسى مورد تأکید قرار گرفته است. امام على(ع) مى فرماید: (لاتَقْسِرُوا أَوْلادَکُمْ عَلى آدابِکُمْ فَأنَّهُمْ مَخْلُوقون َلِزَمانٍ غَیرِ زَمانِکُمْ; فرزندانتان را به ادب خود مجبور نسازید که آنان پدیده هاى زمان دیگرى هستند).37 بنابر این, نسل کهن به منظور هدایت و رهبرى نسل نوین, باید در بستر زمان حضور یابد و نیازهاى نسل نو جامعه را همواره در نظر داشته باشد. اندیشمندى مى گوید: (فرزندان شما فرزندان شما نیستند. آن ها پسران و دختران خواهشى هستند که زندگى به خویش دارند, آن ها به واسطه شما مى آیند, اما نه از شما و با آن که با شما هستند از آن شما نیستند. شما مى توانید مهر خود را به آن ها بدهید, اما نه اندیشه هاى خود را, شما مى توانید تن آن ها را در خانه نگاه دارید, اما نه روح شان را, زیرا که روح آن ها در خانه فرد است که شما را به آن راه نی ست. شما مى توانید بکوشید تا مانند آن ها باشید, اما مکوشید تا آن ها را مانند خود بسازید, زیرا که زندگى واپس نمى رود و در بند دیروز نمى ماند).38 پس با روش هاى قدیمى نمى توان نسل امروز را براى آینده تربیت کرد.

2ـ4. مخاطب شناسى در ارائه پیام

توجه به ظرفیت هاى عقلانى و تفاوت هاى فردى و در نظر گرفتن سطح درک و فهم مخاطب در هنگام ارتباط با متربى و انتقال پیام هاى تربیتى, و تناسب محتواى کلامى با گنجینه فهم مخاطب, در پذیرش پیام ها نقش تعیین کننده اى دارد. پیامبر اکرم(ص) مى فرماید: ما پیامبران مأموریم که با مردم به اندازه عقلشان سخن بگوییم. استاد مطهرى مى گوید: (منطقى که یک پیرزن را مؤمن مى کند اگر در مورد یک آدم تحصیل کرده به کار برده شود, او را گمراه مى کند. یک کتاب در یک زمان, مناسب ذوق عصر و سطح فکر زمان بوده و وسیله هدایت مردم بوده است و همان کتاب در زمان دیگر اسباب گمراهى است.)39

3ـ4. استفاده از شیوه مسئله مدارى (ایجاد روحیه پرسش گرى)

براى درونى کردن مفاهیم اخلاقى, باید اجازه دهیم تا افراد خود شخصاً در شکوفایى استعدادها فعالیت کنند. ژان پیاژه مى گوید: (اگر دانش آموزى براى رسیدن به حقیقتى سه روز وقت صرف کند تا آن را شخصاً کشف کند به صرفه تر از آن است که همان حقیقت را در یک ربع ساع ت برایش توضیح دهیم. این روش, خود به خود پیشرفت سریع کودک را در مراحل بعدى رشد تضمین مى کند).40 مربیان باید فرصتى فراهم سازند تا متربى خود به کشف و درک استدلال هاى منطقى مجهز شود. پدرها و مادرها و یا معلمان از ناپایدارى مفاهیم اخلاقى و تمرد دانش آموزان و فرزندان خود شکایت مى کنند, مشکل از این جاست که کار اغلب آن ها نصیحت کردن و تحمیل کردن نظرات خودشان است. روش نصیحت هاى مستقیم و لفظى صرفاً جنبه برونى و ظاهرى و حفظى دارد که هر لحظه باید منتظر فروپاشیدن آن باشیم.
ییکى از راه هایى که در یادگیرى پایدار مؤثر است, استفاده از سبک طرح معما و سؤال و ایجاد بحران و مخمصه و ایجاد شور کشف و شوقِ دست یابى به حقیقت است. قرآن مجید در واقعه حضرت ابراهیم(ع) به این موضوع اشاره مى کند و از طریق مواجه کردن با معما و سؤال, مردم را ب ه پوچى باورها و عقایدشان رهنمون مى سازد به طورى که مى فرماید: (فَرَجَعُوا إلى اَنفُسِهِمْ; آن ها به فکر فرو رفتند و به حقیقت خود بازگشتند.)41
خاصیت سؤال و معما این است که متربى را به فکر کردن تشویق مى کند تا خود در بنا کردن و بازپدیدآورى ترازهاى عقلى و اخلاقى خویش سهیم باشد. البته ما منکر نقش موعظه و نصیحت و تذکر مستقیم نیستیم, ولى در آن صورت ما از شیوه مستقیم, مکانیکى, صورى و دستورى که مبتنى بر کنترل عامل برونى است, استفاده کرده ایم; در حالى که با شیوه اکتشافى و طرح سؤال و معما, متربى با یک عامل درونى مواجه است که با آشنایى با علت رفتار خود, به اعمال درست پى مى برد.
سقراط حکیم گفته است: (هدف تربیت, ایجاد نیاز است و نه پاسخ به نیاز). امیل شارتیه, مربى بزرگ, با صراحت اعلام کرده بود: (هنر معلم, گرسنه کردن فکر کودک است تا او با احساس گرسنگى, خود شخصاً براى سیر کردن ذهن خود به کوشش واداشته شود.)42
آب کم جو تشنگى آور به دست
تا بجـوشد آبـت از بـالا و پست
پرسش و طرح سؤال, وسیله اى مؤثر براى درگیر کردن ذهن دانش آموزان در فرایند کشف و ابداع پدیده ها است. از طریق پرسش هاى سازنده, مهارت هاى خودآموزى و خودفهمى پرورش مى یابد. از این رو پیامبر(ص) مى فرماید: (حُسْنُ السُّؤالِ نِصْفُ الْعِلْمِ; سؤال خوب کردن نیمى از دانش است.)
با آموزش هاى مستقیم, مفاهیم اخلاقى به دیگران آموخته مى شود, اما دست یابى به مراحل تحول اخلاقى که به طور طبیعى و براساس شکوفایى فطرت در اختیار انسان ها قرار گرفته, به تأخیر مى افتد.

ادامه دارد...


پی نوشت ها:

 

28ـ عبدالعظیم کریمى, همان, ص147ـ 148.
29ـ اصول کافى, ج1, ص44.
30ـ نهج البلاغه, قصار70.
31ـ همان, خطبه174.
32ـ مرتضى مطهرى, ده گفتار, ص67 ـ 68.
33ـ سفینةالبحار, ج2, ص278.
34ـ نشریه پیوند, ش244, ص50.
35ـ محمدرضا حکیمى, تفسیر آفتاب, ص 220 ـ 221 .
36ـ مرتضى مطهرى, همان, ص185.
37ـ شرح ابن ابى الحدید, ج20, قصار102.
38ـ عبدالعظیم کریمى, تربیت چه چیز نیست؟ص132.
39ـ مرتضى مطهرى, همان.
40ـ نشریه پیوند, ش246, ص33.
41ـ انبیاء(21) آیه64.
42ـ عبدالعظیم کریمى, همان, ص164.


مطالب مرتبط:

راه هاى درونى کردن مفاهیم اخلاقى-بخش اول

حضرت زینب الگوی انقلاب اسلامی ودفاع مقدس

گزیده ای از زندگانی امام رضا(ع)

زیبایی شناسی از منظر بانوی کربلا

نماز و امام حسین علیه السلام

دعایی که امام حسین (ع) در روز عاشورا به امام سجاد(ع) آموخت

بهانه ی برای نماز نخواندن!- بخش دوم

بررسی کارکردهای انسانی، فرهنگی و اجتماعی مراسم سوگواری